سفرنامه کیش (1)
روز شنبه20/7/92 به همراه باباجون ، مادر جون ، دایی جون و خاله نسترن همگی مهمون باباجون رفتیم کیش. خیلی خوش گذشت . بابا جون دستت درد نکنه هتل آفتاب شرق ، واقعا عالی بود مسیر رفت تا تهران با ماشین باباجون رفتیمکه خوشبختانه آبتین تو مسیر پسر خوبی بود و اذیت نکرد البته به خاطر راحتی آبتین خاله نسترن زحمت کشید و شبش با اتوبوس رفت تهران و بعدش هم سوار هواپیما شدیم غروب قشنگ دریا از آسمان و آبتین که عاشق شن بازی تو ساحل بود ...
نویسنده :
نسيم
13:28
نقاش کوچولوی مامان
آخه این مداد گرفتن آبتین منو کشته . فدای اون انگشتهای نازت بشم که اینطوری مداد شمعیتو توشون جا دادی ...
نویسنده :
نسيم
13:18
روز کودک
هر چند که کی دیر شده اما روز کودک به همه بچه های خوب و مهربون مبارک بخصوص آبتین طلا و اما ... به مناسبت روز جهانی کودک جشن بابادکها برگزار شد که من و آبتین هم به همراه خاله نسترن و مادرجون رفتیم جشن بادبادکها به همه ، بخصوص آبتین خیلی خوش گذشت. کلی بدو بدو کرد و با کمک خاله بادبادکشو فرستاد هوا ...
نویسنده :
نسيم
13:13
روز کودک
هر چند که کی دیر شده اما روز کودک به همه بچه های خوب و مهربون مبارک بخصوص آبتین طلا و اما ... به مناسبت روز جهانی کودک جشن بابادکها برگزار شد که من و آبتین هم به همراه خاله نسترن و مادرجون رفتیم جشن بادبادکها به همه ، بخصوص آبتین خیلی خوش گذشت. کلی بدو بدو کرد و با کمک خاله بادبادکشو فرستاد هوا ...
نویسنده :
نسيم
13:13
ما برگشتیم
اسمشو هر چی می خواین بذارین، تنبلی ، بی حوصلگی ، گرفتاری ،... اما دوباره اومدیم با دست پر ممنون از اونایی که تو این مدتی که نبودیم احوالمونو پرسیدن ...
نویسنده :
نسيم
13:02
آروم بخواب عزیزکم
آبتین دیشب وقتی داشت آبنبات چوبی می خورد و کارتون باب اسفنجی می دید و عروسک خوابشو بغل کرده بود آروم خوابش برد. عزیزم مواظب باش از روی تخت نیفتی ...
نویسنده :
نسيم
14:39








